تبليغاتX
فاطمیون - دو بیت عیدی ما از امام زمان شد
هو المعشوق

دیروز دلم شکستُ  به ولی عصر گفتم نمی خواهی ما را اشکالی نیست ولی سرم را پایین می اندازم و کاسه ام را تهی نگذار که زشت است به رفیقان بگویم به درب خانه مولا رفتم و دست خالی برگشتم، داشتم با او نجوا می کردم که اذن دخولم داد و چشمانم دل را یاری کرد و این دوبیت عیدی ولادت امام رضا از مولا شد:

تمام کوچه قلبم پر از چراغ کنم                             به درب خانه مهیا غم فراق کنم

بیا بیا که غم دوریت خرابم کرد                             بیا بیا که نگاهت چو شمع آبم کرد

ان شاء الله به مدد مولا ادامه اش خواهم داد

در یکی دو روز گذشته چند برنامه ای شد و زیارت امام هشتم قسمت ما نشد، بعد از آن هنوز داغ محرومیت از زیارت آقا در دل بود که دیشب با چند نفر از دوستان جلسه کاری داشتم و بعد از جلسه یکی از رفقا پیشم آمد و گفت فردا به پابوس امام رضا می روم من هم التماس دعا گفتم، یکی دیگر از دوستان هم که می دانست وسیله ندارم گفت بیا من می رسانمت خلاصه سوار ماشین او شدم و تا درب منزل آمدیم وقتی پیاده می شدم گفت داش احمد فردا به پابوس امام رضا می روم کاری نداری، گفتم اگر قابل هستیم نائب الزیاره ما باش او هم پذیرفت و همانجا رو کردم به سمت مشهد الرضا و گفتم :

باشه آقا باشه

راهم نمی دی و هی زائرات رو به رخم می کشی

باشه

باشه آقا باشه

و این بیت رو زمزمه کردم:

قربون کبوترای حرمت امام رضا                  قربون این همه لطف و کرمت امام رضا

خدا رحمت کنه شهید غلامعلی رجبی شاعر این شعر زیبا رو و کنار سفره حضرت رضا مهمونش کنه

+ نوشته شده توسط وحید رضا در چهارشنبه ششم آبان 1388 و ساعت 9:41 |