یه دوبیتی هدیه روز تاسوعا :
امروز که روز حضرت عباس است حس کن که هر آنچه می رسد از یاس است
امروز که فکر همه در علقمه است این خیمه به زیر چادر فاطمه است
باز این دل فعل طیرش گل نمود جان ما را عاقبت خوش گل نمود
این دل ما از تو لیلایی شده کار او هر دم شکیبایی شده
بید دل از چهره ات مجنون شده فاطمه از چشم تو دلخون شده
در کنار علقمه عباس بود گوئیا در انتظار یاس بود
عقده هایی در دل او رخ نمود یک به یک آن عقده ها را می گشود
تا که تیر انداز ها در علقمه تیر راندند سوی او بی واهمه
او پذیرایی نمود از تیرها بر لبش ذکر امام مجتبی
تا که بوی فاطمه ایجاد شد عقده او بهر حیدر داغ شد
فرق او از ضربت دون شد دوتا عقده های در دل او هم دوتا
ناگهان یک دست او هم شد جدا عقده آن دست مادر شد جدا
او همی شکر خدا چون می نمود شکر نعمت نعمتش افزون نمود
چون خدا آن غیرت عباس دید وصل او با فاطمه دشوار دید
تیر بر چشمش برای وصل زد مشک آبش را به قلبش زخم زد
ماند عباسی و رخ نیلی شدن همچو مادر خاکی و خونی شدن
بر فراز اسب یک یل بی ید است واژگونی از برایش آخر است
از فراز اسب آمد بر زمین آن یل مشگل گشای مه جبین
صورتش چون صورت زهرا کبود ذره ایی از عقده هایش وا نمود
<< وحید رضا >>

