ای گل لیلا علی اکبرم شبه پیغمبر علی اکبرم
وقت رفتن ناز بر نسوان مکن خیمه و اهل حرم گریان مکن
عمه ات زینب پریشان میشود مادرت لیلا هراسان میشود
سرعتی ده بر وداع آخرین مرحبا ای شبه خیر المرسلین
چند گامی پیش رویم راه رو سوی میدان بعد از آن آرام رو
تا که رفت او سوی میدان چون نبی جمله لشگر گریزان شد ولی
یک نفر فریاد زد نامش علی است میوه قلب حسین ابن علی است
جملگی چون بغض حیدر داشتند بازگشتند و بسویش تاختند
یک تنه او بود حریف لشگری بوده او شاگرد عباس علی
لیک نامردانه از پشتش زدند فرق سر بشکافت و دورش زدند
عرباً عربا غرق خون گردیده بود اسب او تا قلب دشمن رفته بود
تا فتاد او بر زمین قتلگه تاخت بابایش به سوی رزمگه
آمد و بالای جسمش ایستاد زین مصیبت گشت دشمن شاد شاد
جان بابا چشمهایت باز کن دیر تر از جسم من پرواز کن
لب گشا و صحبتی کن با پدر می دهم جان در کنارت ای پسر
زینب کبری سوی میدان دوید لحظه جان کندن مولا رسید
دست بر کتف حسینش تا نهاد جان دوباره در وجود او نهاد
جمله اهل حرم بر سر زنان این مصیبت هست سنگین و گران
مادرش لیلا نمی دانم چه شد آنقدر گویم حسین بیچاره شد
قاسم و طفلان زینب بی قرار تا بگیرند انتقام این نگار
<< وحید رضا >>

