ای حرمت هستی و مستی ما میکده باده پرستی ما
کنج حرم روبروی گنبدت گشته دل زائر تو مرقدت
بی خود از آن باده مستی شدم عاشق و مست می پرستی شدم
مشک مگو این خم اهل ولاست میکده کل جهان کربلاست
ساقی این میکده عباس شد عاشق و همرنگ گل یاس شد
گرچه ندارد به بدن دست دوست دست خدا همیشه همراه اوست
چشم مگو چشمه دلبستگی دور شدن از همه وابستگی
غرق شدن در ادب و شجاعت کشته شدن با همه لیاقت
وحید رضا فروردین ۱۳۸۳
+ نوشته شده توسط وحید رضا در یکشنبه بیست و ششم آبان 1387 و ساعت
8:1 |

