شهنشهی که نوازد ز مهر آهو را
سلام به همه دوستان
منت خدای را عزوجل که طاعتش موجب عزت است و بشکر اندرش مزید نعمت هر نفسی که فرو می رود ممد حیات است و چون بر می آید مفرح ذات پس در هر نفسی دو نعمت موجود است و بر هر نعمت شکری واجب
از دست و زبان که بر آید کز عهده شکرش به در آید
بنده همان به که زتقصیر خویش
عذر به درگاه خدا آورد
ورنه سزاوار خداوندیش
کس نتواند که به جای آورد
و این ذلیل ناتوان به حکم همین استدلالات قوی ضعیف تر از همه ام و جا مانده از قافله عباد الله
سخن این که از ابتدای ماه مبارک رمضان خاک بوس زائران امام هشتم بودم و امروز که روز آخر رمضان است گفتم عطر زیارت را به یاران برسانم تا دعایی کنند این حقیر سرا پا تقصیر را
یاد همه دوستان و آشنایان بودم ، خصوصا دوستان جلسه نقد وبلاگ ، واقعا سخن گفتن از طرف من راجع به زیارت حضرت رضا علیه الاف التحیه و الثنا از دون مایه ای چون من زیاده گویی است
یا عظیم العفو عظم الذنب من عبدک فالیحسن العفو من عندک
ای کریمی که از خزانه غیب گبر و ترسا وظیفه خور داری
دوستان را کجا کنی محروم تو که با دشمن این نظر داری
لالم ز گفتن این که چه شدکه ما
مردیم با رها و زنده شدیم بار ها
نیمه جانی که به تن مانده نثار تو کنم گر نظر بر منه بی مایه کنی آقا جان

