
دلم اسیر حلقه گیسوی توست گدای یک جلوه هوهوی توست
کی به گدایت نظری می کنی سلسله عشق خدا موی توست
چون گذر از رهگذرم می کنی کاسه من منتظر خوی توست
هر چه شده بهانه ایی بیش نیست این دل ما در پی ابروی توست
وای به من فریب دون خورده ام هر نفسم از کرم و جوی توست
حال دلم خوب گهی بد گهی گردش هر لحظه دل روی توست
مست شوم گاه بدون شراب مستی ما به حق او کوی توست
وحیدم و فقیر درگاه تو فقر عبادت اثر بوی توست
<< وحید رضا>>
باید من رو ببخشید ، چون عید مولا بود دلم نیومد ، این پست رو تکرار کردم.

