خراب میکده هایم مکن که ویرانم اسیر بتکده هستم ببین پریشانم
و...
قسم به حرمت ساقی به جام های شراب نمی دهم لب جامم به کارهای ثواب
مقیم گوشه میخانه ام مرا دریاب سبو بیار بمانم به راه های خراب
اگر تو ناز کنی من نیاز خواهم کرد وگر نظر نکنی ........
هم از پهلو شکستی هم زقامت نماز عشق تو کرده قیامت
ادا کردی نماز شب نشسته دعا کردی تو با دست شکسته
چو زینب دید آن حال دعایت که می خواندی عجل را...
دنبال خدا کوچه و بس کوچه دویدم والله در این راه به جز عشق ندیدم
هر روز بتی تازه ز بازار خریدم فردا به ته کیسه خود هیچ ندیدم
در بتکده جان به هوس خوب چریدم در راه رسیدن به تو خود خاک ندیدم
شب تا به سحر منت خورشید کشیدم صد حیف که یک سایه ز دلدار ندیدم...
یک رشته کوه نور ، که یک دره هم نداشت
صد قله داشت
هزار کوهپایه داشت
بی حد ز چشمه های روان
دور از غم خزان
هر سو درختهای رفته تا به فلک
....
با که گویم درد های سینه را دیدن بشکستن آیینه را
من گنه کارم درست این رسم نیست رد کنی این سائل دیرینه را
....
عاقبت روی زمین غرق به خون خواهم شد
در ره عشق گرفتار جنون خواهم شد
کاش کوثر در وجودم جاری بود ، تا به اقیانوس برسم.
کاش کوثر در وجودم جاری بود ، تا همیشه طاهر باشم.
کاش می خروشید
کاش می جوشید
کاش...

