تبليغاتX
فاطمیون

بسم الله الرحمن الرحيم

الحمدلله رب‌ العالمين والصلاة و السلام علي سيّدنا محمد المصطفي و علي آله الاطيبين و صحبه المنتجبين

سلام بر زائران خانه‌ي خدا، ميهمانان سراي دوست، و لبيك‌گويان دعوت او..
و درود ويژه بر دلهائي كه از ياد خدا طراوت يافته و بر فيض و رحمت بي‌دريغ او دَر گشوده‌اند. در اين روزها و شبها و ساعتهاي اِكسيرگون، چه بسيارند آنها كه قدرشناسانه، خود را به جذبه‌‌ي معنويت سپردند و با انابه و توبه، دل و جان را نورانيت بخشيدند، و در امواج رحمت الهي كه در اين وادي قدس پي‌درپي فرا ميرسد، زنگار گناه و شرك را از خود ستردند. سلام خدا بر اين دلها و بر اين صاحبدلان و پاكان.

همه‌ي برادران و خواهران شايسته است به چنين دستاوردي بينديشند و اين فرصت بزرگ را مغتنم شمارند. نگذارند در اينجا نيز دل‌مشغوليهاي زندگي مادي، كه گرفتاري هميشگي ماست، دلها را به خود سرگرم كند. با ياد خدا، با انابه و تضرع، با عزم راسخ بر راستي و درست‌كرداري و درست‌انديشي، و با كمك خواستن از خداوند، دلِ مشتاق خود را در فضاي توحيد و معنويتِ ناب، به پرواز درآورند و براي پايداري در راه خدا و صراط مستقيم، توشه بگيرند.

اينجا كانون توحيد حقيقي و خالص است. در اينجا است كه ابراهيم‌ خليل عليه‌السلام، با آوردن پاره‌ي تن خود به قربانگاه،‌ مظهري از توحيد را كه غلبه بر نفس خود و تسليم محض در برابر امر الهي است،‌ براي همه‌ي موحدان در سراسر تاريخ جهان به يادگار گذاشت. و در اينجاست كه حضرت محمد مصطفي صلي‌الله‌عليه‌و‌آله در برابر مستكبران زمان و خداوندان زر و زور،‌ پرچم توحيد را برافراشت و بيزاري از طاغوت را در كنار ايمان به خدا، شرط نجات و رستگاري شمرد: فمن يكفر بالطاغوت و يؤمن بالله فقد استمسك بالعروة الوثقي ..

حج، بازخواني و فراگيري اين درسهاي بزرگ است. برائت از مشركان و بيزاري از بتها و بُتگران،‌ روح حاكم بر حجّ مؤمنان است. جاي‌جايِ حج،‌ نمايشگر دل‌‌سپردن به خدا و سعي و تلاش در راه او،‌ و برائت از شيطان و رمي و طرد او و جبهه‌گيري در برابر اوست. و جاي‌جاي حج، مظهر اتحاد و انسجام اهل‌قبله و رنگ‌باختنِ‌ تفاوتهاي طبيعي و اعتباري، و برجسته‌شدن وحدت و برادري حقيقي و ايماني آنها است.

اينها درسهائي است كه ما مسلمانان از هر نقطه‌‌‌ي جهان بايد فرا گيريم و بر اساس آن براي زندگي و آينده‌ي خود برنامه‌ريزي كنيم.

قرآن،‌ جبهه‌گيري مقتدرانه در برابر دشمنان، عطوفت و مهرباني در ميانه‌ي مؤمنان وعبوديت وخشوع دربرابرخداوندرا سه‌نشانه‌ي جامعه‌ي اسلامي دانسته است:

محمدٌ رسول‌الله والذين معه اشداء علي الكفار، رحماء بينهم، تراهم ركعاً سجداً يبتغون فضلاً‌ من الله و رضواناً.. اين، سه ركن اصلي براي برافراشتن پيكره‌ي عزتمند و باشكوه امت اسلامي است.

همه‌ي آحاد مسلمان با توجه به اين حقيقت،‌ ميتوانند آسيبهاي كنوني دنياي اسلام را به درستي بشناسند.

امروز دشمن غدّار امت اسلامي، گردانندگان مراكز استكباري و قدرتهاي فزوني‌طلب و متجاوزي ميباشند كه بيداري اسلامي را تهديدي بزرگ براي منافع نامشروع و سلطه‌ي‌ ظالمانه‌ي خود بر دنياي اسلام ميدانند. همه‌ي ملتهاي مسلمان و پيشاپيش آنان،‌سياستمداران و علماي دين و روشنفكران و رهبران ملي كشورها،‌بايد در برابر اين دشمن متجاوز، صف متّحد اسلامي را با استحكام هرچه بيشتر تشكيل دهند. بايد همه‌ي عناصر قدرت را در خود گرد آورند و امت اسلامي را به درستي مقتدر سازند. دانش و معرفت،‌ تدبير و هشياري، احساس مسئوليت و تعهد، توكل و اميد به وعده‌ي الهي، چشم‌پوشيدن از خواستهاي حقير و كم‌بها در برابر كسب رضاي خدا و عمل به وظيفه.. اينها عناصر اصلي اقتدار امت اسلامي است كه او را به عزّت و استقلال و پيشرفت مادي و معنوي ميرساند و دشمن را در زياده‌خواهي و دست‌اندازي به كشورهاي اسلامي ناكام ميسازد.

عطوفت در ميانه‌ي مؤمنان، ركن دوم و نشانه‌ئي ديگر براي وضعيت مطلوب امت اسلامي است. تفرقه و ستيزه‌جوئي ميان بخشهاي امت مسلمان، بيماري خطرناكي است كه بايد با همه‌ي توان به درمان آن پرداخت. دشمنان ما از ديرباز در اين عرصه نيز به تلاش گسترده و بي‌وقفه دست زده‌اند و امروزه كه بيداري اسلامي،‌آنان را وحشتزده كرده است، تلاش خود را شدت بخشيده‌اند. همه‌ي سخنِ دلسوزان آن است كه تفاوتها نبايد به تضاد تبديل شود، و چندگونگي نبايد به ستيزه‌گري بينجامد.

امسال را ملت ايران سال انسجام اسلامي ناميد. اين نام‌گذاري بر اثر آگاهي از توطئه‌هاي شدت‌يافته‌ي دشمنان براي اختلاف‌افكني ميان برادران بود. در فلسطين،‌ در لبنان،‌ در عراق،‌ در پاكستان و افغانستان، اين توطئه‌ها كارگر شد و بخشي از مردم يك كشور مسلمان،‌ در برابر بخشي ديگر به جنگ و ستيز برخاستند و خون يكديگر را ريختند. در همه‌ي اين حوادث تلخ و مصيبت‌بار،‌ نشانه‌هاي توطئه‌ آشكار بود و چشمهاي تيز‌بين، دست دشمن را مشاهده كردند.

فرمان: «رحماء بينهم» در قرآن به معني ريشه‌كني اين ستيزه‌گريها است. شما در اين روزهاي پرشكوه و در مناسك گوناگون حج،‌ مسلمانان را از همه‌جا و از مذاهب گوناگون، مي‌بينيد كه گرد يك خانه ميگردند؛ به سوي يك كعبه نماز ميگزارند؛‌ نماد شيطانِ رجيم را با هم سنگباران ميكنند؛ در نماد قرباني كردن تمنيّات و هوسهاي نفساني به يك‌گونه رفتار ميكنند؛ در ميعاد عرفات و مشعر در كنار يكديگر به تضرع ميپردازند.. مذاهب اسلامي در اصلي‌ترين و بيشترين فرائض و احكام و عقايد، به همين اندازه به يكديگر نزديك‌اند. با اين حال، چرا بايد تعصبها و پيشداوريها ميان آنان آتش‌افروزي كند و دست خيانتكار دشمن، به اين آتش خانمانسوز دامن بزند. امروز كساني با كوته‌بيني و بي‌خِردي،‌ به بهانه‌هاي واهي، جماعت بزرگي از مسلمانان را مشرك ميشمارند و حتي خون آنان را مباح ميدانند. اينها چه بدانند و چه ندانند، در خدمت شرك و كفر و استكبارند. چه بسا كسانيكه احترام به بارگاه پيامبر اعظم صلي‌الله‌عليه‌وآله و اولياء و ائمه دين عليهم‌السلام را كه تكريم دين و دينداري است، شرك و كفر ناميدند اما خود در خدمت درگاه كافران و ستمگران درآمدند و به هدفهاي پليد آنان كمك كردند.

عالمان راستين و روشنفكران متعهد و زمامداران صادق بايد با اينگونه پديده‌هاي خطرناك مبارزه كنند.

وحدت و انسجام اسلامي امروز يك فريضه‌ي حتمي است كه با همكاري خردمندان و دلسوزان ميتواند راه‌هاي عملي آن پيموده شود.

اين دو ركن عزت، يعني از سوئي مرزبندي و جبهه‌‌گيري مقتدرانه در برابر استكبار، و از سوئي تراحم و همگرائي و برادري ميان مسلمانان،‌ آنگاه كه با ركن سوم،‌ يعني خشوع و تعبد در برابر پروردگار همراه شود،‌امت اسلامي در راهي كه مسلمين صدر اسلام را به اوج عظمت و عزت رسانيد،‌ پي درپي به پيش خواهد رفت و ملتهاي مسلمان از عقب‌ماندگي حقارتباري كه در قرنهاي اخير بر آنان تحميل شده نجات خواهنديافت. طليعه‌ي اين حركت بزرگ آغاز شده و امواج بيداري در همه‌ جاي دنياي اسلام كمابيش به حركت درآمده است. رسانه‌ها و تبليغات دشمن و عواملش ميكوشند هر جنبش آزاديخواهانه و عدالت‌طلب را در هر نقطه‌ي جهان اسلام به ايران يا به شيعي‌گري نسبت دهند، و ايران اسلامي را كه نخستين پرچمدار پيروز بيداري اسلامي است، مسئول ضرباتي بدانندكه از سوي غيرتمندان كشورهاي مسلمان در عرصه‌ي سياست يا فرهنگ بر آنان وارد ميشود. آنان حماسه‌ي بي‌نظير حزب‌الله در جنگ 33روزه،‌ ايستادگي مدبرانه‌ي ملت عراق كه به تشكيل مجلس و دولتي نادلبخواه اشغالگران منتهي شد،‌ صبر و استقامت اعجاب‌انگيز دولت قانوني فلسطين و ملت فداكار آن و بسياري از آيات تجديد حيات اسلام در كشورهاي مسلمان را، با تهمتهائي همچون ايرانيگري يا شيعيگري متهم ميسازند تا حمايت يكپارچه‌ي دنياي اسلام را دچار محذور كنند. ولي اين ترفند نخواهد توانست با سنت الهي كه پيروزي مجاهدان في‌سبيل‌الله و نصرت‌دهندگان دين خدا است، پنجه درافكند.

آينده از آن امت اسلامي است،‌ و يكايك ما ميتوانيم به سهم خود و بقدر توان و ظرفيت و مسئوليت خود، آن آينده را نزديكتر سازيم.

مراسم حج، براي شما حج‌گزارانِ نيكبخت، فرصت بزرگي است تا خود را بيش از گذشته آماده‌ي اداي اين دين كنيد.

اميد است توفيق الهي و دعاي حضرت مهدي موعود عجل‌الله له الفرج، شما را در اين هدف بزرگ ياري دهد.

والسلام عليكم و رحمة الله و بركاته

السيدعلي الحسيني الخامنه‌ئي

4 ذي‌الحجة 1428 هجري

24 آذر 1386

+ نوشته شده توسط وحید رضا در پنجشنبه بیست و نهم آذر 1386 و ساعت 6:25 |
سلام به همه دوستان ، این روزها کاروان امام حسین(ع) از مکه به سمت کوفه حرکت میکنه و من درد دلی کردم با امام زمان(عج) که هدیه به همه شما میکنم.

از شما میخام با دقت بخونی و اگه دلت شکست .........

گل دوید از باغ آمد سوی تو              آمده تا بنگرد گیسوی تو

گو طمع کرده است بر لعل لبت         غنچه گشته تا ببوسد روی تو

روی تو محراب هر سجاده است       هر گلی با دیدن تو لاله است

بازهم خون شد دلم از جام تو         مست و مجنون از برایم ساده است

دیدن تو رنج دارد نازمن                   بعد تو آوا ندارد ساز من

باز گرد ای مرد صحراهای درد            آشکارا گشته دیگر راز من

با که گویم دردهای سینه را             کاروان عشق بی آئینه را

حاجی ما حج نرفته بازگشت           من چه گویم ماورای دیده را

عاشق و معشوق اینجا بار نیست   معنی مجنون شدن در کار نیست

فانی فالله در کار آمده                    کربلا بازیچه اغیار نیست

                                                                                                <<وحید رضا>>

+ نوشته شده توسط وحید رضا در سه شنبه بیست و هفتم آذر 1386 و ساعت 7:8 |

کاش یک لحظه نظر سویم کنی             عشق را محراب ابرویم کنی

یوسف کنعان دمی هم با چو من           می نشستی تا غزل گویم کنی

کوله بارم را به دوش انداختم                 تا بیابان غم تو تاختم

ناگهان ای نور انوار جلی                       دیدمت اما چرا نشناختم

ای امام لحظه های تار من                    باز افتاده گره در کار من

تا به سختی می رسم یادت کنم           کاش در دستت نمی شد خار  من

دل صفا دارد به یاد کوی تو                    هم پریشان کرده ما را بوی تو

ناز کن تا هر بتی را بشکنم                   ای همه عالم خم ابروی تو

ای نگار دلربای فاطمه                           یوسف درد آشنای فاطمه

قبر مخفی اش زیارت کرده ای                گشته دیوانه گدای فاطمه

                                                               <<وحید رضا>>

شما دوست عزیزی که این شعر رو خوندی اگه یادی از امام کردی من رو هم دعا کن

 

+ نوشته شده توسط وحید رضا در شنبه بیست و چهارم آذر 1386 و ساعت 17:24 |

اول ذیحجه

سالگرد ازدواج کوثر آل طه حضرت زهرا و مولانا امیر المومنین علیهما السلام بر تمامی محبین و دوستانشان مبارک باد. 

مرید پیر مغانم ز من مرنج ای شیخ          که وعده تو کردی و او به جا آورد

 

+ نوشته شده توسط وحید رضا در سه شنبه بیستم آذر 1386 و ساعت 23:40 |

هدیه وحید رضا به عاشقان صاحب الزمان

باز دلم میل جنون کرده است                باز هوای خط خون کرده است

هر که گذر کرد ز میخانه ات                   مست شد از سایه پیمانه ات

یاد تو کردم دلم از غم گرفت                   قلب ز هجران تو ماتم گرفت

عطر وجودت همه عالم گرفت                می شود از دست تو خاتم گرفت؟

درک حضور تو نیاز من است                  سوی تو هر وعده نماز من است

سجده به تربت همه کار من است          روضه ارباب که یار من است

یک نظری کن که مسیحا شوم              جلوه نما  تا که چو موسی شوم

زنده کنم جان به تن مرده ام                 باز کنم نیل که رزمنده ام 

                                                                                 <<وحید رضا>>

+ نوشته شده توسط وحید رضا در جمعه شانزدهم آذر 1386 و ساعت 13:3 |

سوال صحیح مهمتر از پاسخ آن است.

همه زمین می خوریم،

اما این که چطور از زمین بلند می شویم مهم است.

فردا را باید ساخت ، آینده بسیار نزدیک است.

به آینده آنطور که فکر می کنید نگاه کنید.

عباس صادقی(ایلیا مقرب)   

+ نوشته شده توسط وحید رضا در پنجشنبه پانزدهم آذر 1386 و ساعت 9:22 |

از حضرت رضا (علیه السلام)منقولست که در دحو الارض زمین از زیر کعبه پهن شده است

در روز دحو الارض روزه ثوابی بسیار دارد ، در مفاتیح الجنان آمده روزه اش برابر روزه هفتاد سال است و یا کفاره هفتاد سال و هر که این شب را عبادت کند و روزش را روزه بگیرد از برای او عبادت صد سال نوشته می شود. این روزیست که رحمت خدا در آن منتشر می شود.

۲۵ ذی القعده

شب دحو الارض     غروب چهارشنبه ۱۴/۹/۸۶

روز دحو الارض       پنجشنبه           ۱۵/۹/۸۶

آراست دگر باره جهاندار جهان را

چون خلد برین کرد زمین را و زمان را

سنائی غزنوی

بنده همان به که ز تقصیر خویش عذر به درگاه خدای آورد

ورنه سزاوار خداوندیش کس نتواند که به جا آورد

سعدی

یاد من هم باشید ،با سبد های گل یاس

+ نوشته شده توسط وحید رضا در چهارشنبه چهاردهم آذر 1386 و ساعت 15:54 |
این شعر رو یه دیوانه تو حریم قدس  رضوی در ماه مبارک رمضان سروده ، قبلا ارائه شده بود اما دوستان نظری نداده بودن لذا خواهشمندم بخونید و نظر بدین

اگه حالی کردین برا دیوانه هم دعا کنین

 

ای تو لیلی و جهان مجنون تو                  عشق هم دیوانه دل خون تو

دلبرا هوی مسیحایی بکش                      بر سرم دست ید الهی بکش

گرد را ه تو شفای عالم است                  خاک پایت مقتدای عالم است

کاش می شد تربتم خاک رهت                یا غباری می شدم اندر رهت

طاق ابرویم قدمگاهت شود                   سجده بر کوی تو ایمانم شود

بوی خاک و تربتت مستم کند                بی سر و بی پا و بی دستم کند

هر که پایش در حریم کوی توست           دلبرا حقا اسیر بوی توست

فکر بوی تو چنان مستم کند                   تا قیامت یا علی پستم کند

عقل تصدیقی ز سیمایت نداد                 بیشتر راهم ز ایوانت نداد

لیلییم نادیده مجنونت شدم                    دل پریشان از خم مویت شدم

چشمهایت چشمه جاری می                      عشق بازان در پی آن تا به کی

آگه از  آن می فقط اهل ولا                   مستیش ظاهر شود در کربلا

کی نگاهم قابل میخانه است                    یک نظر بنما دلم دیوانه است

ظرف آن می این دل ما نیستی                ایها السلطان بگویم کیستی

در حریم قدس تو حیران شدم                از غم هجر تو سرگردان شدم 

گفت دل نامی ببر از فاطمه                     تا شود راضی شه از اینها همه

یا علی موسی الرضا روحی فدا                  ما سوار کشتی و تو ناخدا

<<وحید رضا>>۱۷/۷/۸۶ مشهد مقدس

 

+ نوشته شده توسط وحید رضا در چهارشنبه هفتم آذر 1386 و ساعت 17:56 |

درخت محمد و آل محمد (ص) شجره خدایی است.خشک شدنی نیست.آبش از حوض کوثر است. حوض کوثر مال علی (ع) است.شجره طیبه از حوض کوثر آب می خورد.ساقی حوض،دوستانش و برگهای شجره طیبه ، همه از آب کوثر می خورند. آب کوثر محبت این خانواده است.آدم را پاک می کند.مومن را چهل یا هفتاد مرتبه در حوض کوثر می شویند.

نمی بینید آنجا که ذکر آنها و یاد آنهاست چقدر قشنگ است، لذت می بریم ، آدم را پاک می کند.

آیا این مثل حوض کوثر نیست؟

حاج اسماعیل دولابی (قدس سره)

 

+ نوشته شده توسط وحید رضا در سه شنبه ششم آذر 1386 و ساعت 18:3 |
دل من طوفانی است

نفسم پایانی است

بارها گفته ام این راز به باد

عشق سر گردانی است

بستن چشم مگر کار به این آسانی است

نیت آن دل بیچاره نگر  ،نورانی است

آخ معشوق کجاست ؟باز از پای فتادم انگار

نیک مقصد بنگر ، که عجب ظلمانی است

<<وحید رضا>>

+ نوشته شده توسط وحید رضا در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 20:28 |

از گذشته های دور حکومت بریتانیای کبیر مانند امروز در این اندیشه بود که امپراطوری بزرگ و گسترده  خود را چگونه حفظ کند : امپراطوری که آفتاب هیچگاه در آن غروب نمی کرد و بریتانیا در مقایسه با مستعمرات خود همچون هند و چین و خاورمیانه کشوری کوچک بود. اگرچه ما در بخشهای بزرگی از این کشورها حکومت دست نشانده نداشتیم و کارها را خود مردم انجام می دادند اما سیاستهای فعال و موفقیت آمیز ما در این کشورها به پیش می رفت و به سوی حاکمیت کامل بر آنها گام بر می داشتیم. بنایراین ما باید به دو نکته می اندیشیدیم:

۱- در مناطقی که بر آنها دست اندازی کرده ایم حاکمیت خود را حفظ کنیم.       

۲- بخشهایی که هنوز زیر سلطه ما نیستند به مستعمرات خود بیفزاییم.

وزارت مستعمرات برای هر یک از این کشورها کمیسیون خاصی برگزید تا به بررسی در مورد این مسائل بپردازد. و من(مستر همفر) خوشبختانه از ابتدای ورود به این وزارت مورد اعتماد وزیر بودم و کار در کمپانی هند شرقی به من سپرده شد. این کمپانی اگر چه هدف آشکارش صرفا بازرگانی بود اما در واقع راههای دست اندازی به هند و به چنگ آوردن سرزمینهای دور شبه قاره هند را جستجو می کرد.

حکومت بریتانیا از هند به دلیل وجود قومیتهای مختلف و ادیان متفاوت همچنین زبانهای گوناگون و منافعی در برخورد با یکدیگر نگرانی نداشت. چنان که چین نیز نمی توانست نگران کننده باشد زیرا ادیان بودا و کنفوسیوس که غالب مردم آن کشور پیرو آنها بودند انگیزه قیامی را در آنان بر نمی انگیخت.

اینها دو دین مرده ایی هستند که به مسائل اجتماعی کاری ندارند و تنها به ابعاد درونی انسان می پردازند و بعید به نظر می رسید که احساسی ملی در میان مردم این دو منطقه پدید بیاید.

بنابر این بریتانیای کبیر از این دو منطقه نگرانی نداشت البته ما از امکان پدیدار شدن چنین تحولاتی در آینده نیز غافل نبودیم و برنامه های دراز مدتی برای گسترش تفرقه ، نادانی،فقر و گاه بیماری در این کشورها در دست داشتیم. یافتن پوشش مناسب برای این اهداف نیز دشوار نبود ، پوششهایی با ظاهر جذاب و خیره کننده و باطن استوار ، که تمایلات روحی مردم در این منطق متناسب بود.

اما وضع کشورهای اسلامی ما را نگران می کرد..... ادامه دارد 

+ نوشته شده توسط وحید رضا در شنبه سوم آذر 1386 و ساعت 18:38 |